میز است و سکوت و چای و یک فنجان درد
+ | اين مطلب توسط محسن گل کار روز در ساعت 19:20 نوشته شد |
سمت چپ من شروع یک انسان درد
یک پنجره با دو چشم زیبا اکنون
آرامش قبل زوزهء طوفان درد
شاعر غزلی دوباره خواهد بارید
آغاز ردیف درد بی درمان درد
ای ماه من و پلنگ در من خفته
آهوی غریب بیشه شیران درد
در من عطشی دوباره گل داد اما
بیچاره کویر سینه گلدان ،درد
از پشت همان پنجره مهمانم کن
مهمان غریب در غریبستان درد
یک بغض گرفته در تنم می لولد
یک وسوسه، یک سکوت و یک ایمان درد
+ | اين مطلب توسط محسن گل کار روز در ساعت 19:20 نوشته شد |
