من مرده ایی که روی زمین گیر کرده است
از مردنش گذشته و تاخیر کرده است
دارم درون حال خودم درد می کشم
از شاخه ء گلی که نیاورد می کشم
بغضم شبیه زوزهء گرگی که در من است
پیراهنم دریده و قلبم مبرهن است
دنیا به تو به من چه که گندم...ولم کنید
من آدمم به جان تو خانم ولم کنید
از بس که روی جدول خالی قدم زدم
پایان قصه های خیالی قدم زدم
هی کوچه می شوم که بیاید نمی شود
هی پرسه میزنم که تو شاید...نمی شود
ناراحتم که جیب کتم پاره می شوی
دق میکنم،که عاشق بد کاره می شوی
شلوار جین ،مانتوی چرمی ،بلوز زرد
یک حال خوب،تاکسی اول،نگاه مرد
خانم بگو شماره حالت چگونه است
ریمل بکش بیا که نگاهت نمونه است
حالا درست نقطه آخر رسیده است
یا خون به جای نطفه به ذهنت چکیده است؟
گم شو برو کثافت آشغال برو پسر
باتیپ و هم قیافهء زشت خودت بپر
گم میکنی همیشه مرا و قرار...من
-ته مانده های پوچ دو بی اعتبار من
دارم میان صحبت خود پرت می شوم
سمت همیشه عادت و اصلا وییار...من
ـ را کمی گرفته که پیشم نشسته ایی
جر خورده ایی چرا که بفهمم هزار من؟
- خون لزج،برهنگی تخت می شود
خوابم نمی...پریده به سمت فرار،من
شاید به کشف عشق تو عادت نمی کنم
گم می شوم همیشه همین جای کار من
دیگر به من نگاه تو منجر نمی شود
اٍ...وا شما ؟به من چه که خواهر نمی شود
برگشته ایی چرا که ببینم قرق شدی؟
خون شقیقه بودی و حالا هم اوق شدی؟
ساعت مرا به روی تو تنظیم کرده است
چسبیده ایی به من، بدنم سیم کرده است
باور نمی کنم که تو ول...گرد می کشی
باور نمی کنم که تو هم درد می کشی
دارم به وصله های تو ناجور می شوم
می بینمت چه فایده ،هی کور می شوم
وقتی که پاره های تنم درد می کشد
تا دگمه های پیر ِهنم درد می کشد
آری منم ،منم متحول نمی شوم
من زنده ایی که مرده فقط گل نمی شوم
+ | اين مطلب توسط محسن گل کار روز در ساعت 17:54 نوشته شد |
