((شبیه قطره باراني)) كه پايانش وضو باشد
دلم ميخواهد آغازم فقط از چشم او باشد
ببينم ابر و دريا را كه در آغوش يكديگر
مرا رد ميكنند از خود كه جاي گفتگو باشد
تبلور باشم از پلكش بياويزم غرورم را
بيفتم روي لبهايي كه با من سر به تو باشد
شبي با غصه دمسازم، شبي با غم گلاويزم
به نام گريه ميريزم اگر پُر هاي و هو باشد
غزل ميسازم از ني تا بسازم شمس تبريزي
به آتش ميكشم بغضي كه با من در گلو باشد
من از چشمانش افتادم،چه فرقي ميكند حالا
سقوط از چشم تمساح و سقوط از چشم قو باشد
شبيه خاك ققنوس از خودم تكثير خواهم شد
دلم ميخواهد آغازم فقط از چشم او باشد
+ | اين مطلب توسط محسن گل کار روز در ساعت 1:30 نوشته شد |
